تبلیغات
style="width:100%;overflow-x:hidden;overflow-y:scroll" onLoad="if(document.all&&window.print)init()">
Script Language="Javascript">

لزوم حجاب و عفاف در جامعه - حجاب‌،مسئله‌ فقهی‌ یا حقوقی‌ و سیاسی‌

حجاب‌،مسئله‌ فقهی‌ یا حقوقی‌ و سیاسی‌

 

نوشته شده توسط:زهرا هاشمی

مسئله‌ حجاب‌ زن‌ مسلمان‌ به‌ عنوان‌ یك‌ پوشش‌متعارف‌ به‌ عرف‌ جامعه‌ اسلامی‌ در طول‌ تاریخ‌مسلمانان‌، همواره‌ یك‌ مسئله‌ فقهی‌ بوده‌ است‌ كه‌زنان‌ مسلمان‌ بدون‌ توجه‌ به‌ قانون‌ حاكمیت‌،پوشش‌ خود را حفظ می‌كردند، اما استعمارباقیمانده‌ از امپراطوری‌ عثمانی‌ در كشورهای‌اسلامی‌ ایران‌ و تركیه‌، با استبداد خشن‌ از زنان‌مسلمان‌ كشف‌ حجاب‌ كرد و این‌ هجوم‌ فرهنگی‌استعمار ثابت‌ نمود كه‌ تمام‌ دیانت‌ در فقه‌ امامیه‌همان‌ سیاست‌ و تدبیر در زندگی‌ شخصی‌ واجتماعی‌ است‌..
همان‌طور كه‌ می‌دانید مبنای‌ قانونمندی‌ انسان‌ در فقه‌ امامیه‌، پذیرش‌ اصول‌ دین‌ و جلب‌خرسندی‌ خداوند خالق‌ عالم‌ و قانونگذار است‌.در این‌ مبنا خواه‌ حكومت‌ دینی‌ بر پایه‌ فقه‌ امامیه ‌تشكیل‌ شود یا نشود، انسان‌ خود را قانونمند شرعی‌می‌داند، حتی‌ در تنهایی‌ و خلوت‌ كه‌ خداوند راناظر می‌بیند، احكام‌ الهی‌ را نقض‌ نمی‌كند، اما درعلم‌ حقوق‌، قوانین‌ باید از یك‌ ضمانت‌ اجرایی‌برخوردار باشند و برای‌ تحقق‌ ضمانت‌ اجرایی ‌، نیاز به‌ دولت‌ و قدرت‌ است‌ تا به‌ قوانین‌ حقوقی‌اعتبار ببخشند; در غیر این‌ صورت‌ با سقوط یك‌حاكمیت‌، قوانین‌ آن‌ كشور نیز ساقط و بی‌اعتبارمی‌شود و نظام‌ نوین‌ حقوقی‌ باید در مجلس‌قانونگذاری‌ حاكمیت‌ جدید اعتبار پیدا كند.
مسئله‌ حجاب‌ زن‌ مسلمان‌ به‌ عنوان‌ یك‌ پوشش‌متعارف‌ به‌ عرف‌ جامعه‌ اسلامی‌ در طول‌ تاریخ‌مسلمانان‌، همواره‌ یك‌ مسئله‌ فقهی‌ بوده‌ است‌ كه‌زنان‌ مسلمان‌ بدون‌ توجه‌ به‌ قانون‌ حاكمیت‌،پوشش‌ خود را حفظ می‌كردند، اما استعمارباقیمانده‌ از امپراطوری‌ عثمانی‌ در كشورهای‌اسلامی‌ ایران‌ و تركیه‌، با استبداد خشن‌ از زنان‌مسلمان‌ كشف‌ حجاب‌ كرد و این‌ هجوم‌ فرهنگی‌استعمار ثابت‌ نمود كه‌ تمام‌ دیانت‌ در فقه‌ امامیه‌همان‌ سیاست‌ و تدبیر در زندگی‌ شخصی‌ واجتماعی‌ است‌. .
دیانت‌ در حوزه‌ عمل‌، همان‌ چگونه‌ زیستن‌ در زندگی‌ شخصی‌ و اجتماعی‌ انسان‌ است‌. وقتی‌ كه‌استعمار با استبداد از زنان مسلمان‌ كشف‌ حجاب‌كرد، مردم‌ دنیا فهمیدند كه‌ آزادی‌ غربی‌، دروغی‌بیش‌ نیست‌ كه‌ تنها در قالبهای‌ فكری‌ دشمنان‌ خداو احكام‌ نورانی‌ اسلام‌ تعریف‌ می‌شود; گرچه‌ نفوذحاكمیت‌های‌ وابسته‌ در كشورمان‌ و سایركشورهای‌ دنیا، فساد و لطمه‌ جبران‌ ناپذیری‌ به‌زنان‌ مسلمان‌ در حوزه‌ خانواده‌، هنر، آموزش‌ وپرورش‌ و دانشگاه‌ زده‌ است‌، اما بخش‌ عمده‌ای‌از زنان مسلمان‌ با فهم‌ درست‌ از مسائل‌ سیاسی‌هرگز دست‌ از حجاب‌ نكشیدند و این‌ حق‌ خود رادر پوشش‌ از چشمان‌ نامحرم‌ محفوظ داشتند وآن‌قدر راسخ‌ و استوار ماندند كه‌ فرهنگ‌ وقانونمندی‌ حجاب‌ را به‌ سرزمین‌ كفر اروپاییان‌رسوخ‌ دادند، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ زنان مسلمان‌ نه‌ تنها درجامعه‌ عادی‌ مغرب‌ زمین‌ به‌خاطر داشتن‌ حجاب‌احساس‌ حقارت‌ نمی‌كنند، بلكه‌ با حضور موفق‌ و باحجاب‌ در مراكز علمی‌ و پژوهشی‌، دولتهای‌ به‌اصلاح‌ مدعی‌ آزادی‌ را مجبور كردند تا باطن‌استبدادی‌ خود را نشان‌ دهند و قانون‌ ممنوعیت‌حجاب‌ در مدارس‌ فرانسه‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ره‌آورد حقوقی‌ و سیاسی‌ تصویب‌ كنند. برای‌فرانسوی‌ها عریان‌ شدن‌ زن‌ آزادی‌ است‌، اما اگرزن‌ مسلمان‌ بخواهد كرامت‌ و حرمت‌ خود راحفظ كند و با حجاب‌ سركلاس‌ درس‌ حاضر شود وبه‌ فعالیتهای‌ علمی‌ و پژوهشی‌ ادامه‌ دهد، دیگرخبری‌ از آزادی‌ در حاكمیت‌ سیاسی‌ غربیهانیست‌.

مبانی‌ حجاب‌
چرا زنان مسلمان‌ باید حجاب‌ داشته‌ باشند، درحالی‌كه‌ زنان كافر بدون‌ پوشش‌ و با خودآرایی‌در جامعه‌ حاضر می‌شوند؟ چرا دولتهای‌ غربی; ازجمله‌ فرانسه‌، با حجاب‌ زنان مسلمان‌ مخالفت‌می‌كنند؟ چرا بسیاری‌ از نظامهای‌ وابسته‌ به‌دیكتاتوری‌; مانند رژیم‌ پهلوی‌، با حجاب‌ زنان‌مخالفت‌ كردند؟ مگر اساس‌ و پایه‌ حكم‌ وجوب‌حجاب‌ زن‌ مسلمان‌ چیست‌ كه‌ این‌ گونه‌ موردمخالفت‌ قرار می‌گیرد؟

احكام‌ اسلام‌ بر اساس‌ جلب‌ مصالح‌ و دفع‌مفاسد مبتنی‌ بر فطرت‌ پاك‌ انسان‌ و عدم‌ ضرراست‌. خالق‌ انسان‌ بهتر از هر نهاد یا منبعی‌ می‌داندكه‌ نیاز فطری‌ انسان‌ چیست‌; زیرا بدون‌ تردید اگرپروردگار را تنها علت‌ اصلی‌ پیدایش‌ عالم‌ هستی‌بدانیم‌، به‌ طور قطع‌ علم‌ و عدالت‌ آن‌ ذات‌بی‌همتا اقتضا دارد كه‌ منبع‌ اصلی‌ قانونگذاری‌ نیزبرای‌ رفتار و گفتار شخصی‌ و اجتماعی‌ انسان‌ باشد.

حرمت‌ زن‌ مسلمان‌

خداوند تنها برای‌ دین‌ شرافت‌ و كرامت‌ قائل‌است‌ و بر همین‌ اساس‌ پارساترین‌ افراد را باكرامت‌ترین‌ می‌داند و حجاب‌ در تعریف‌ خالق‌انسان‌ یكی‌ از نمادهای‌ پارسایی‌ است‌. زن‌ مسلمان‌واقعی‌، پارسا و با كرامت‌ است‌ وخداوند راضی‌نیست‌ زیبایی‌ و محاسن‌ چنین‌ زنی‌ در منظر و دیدافراد فاسد قرار گیرد تا در بعضی‌ موارد مورداستمتاع‌ و شهوترانی‌ آنان‌ واقع‌ شود. حرمت‌ زن‌مسلمان‌ به‌ اعتبار اسلام‌ و پارسایی‌ اقتضا دارد كه‌زن‌ مسلمان‌ برخلاف‌ زن‌ كافر، محاسن‌ و زیباییهای‌خود را از نامحرمان‌ بپوشاند و مجاز باشد تنها برای‌محارم‌ تا حدودی‌ و برای‌ شوهرش‌ هیچ‌ گونه‌حجابی‌ نداشته‌ باشد. 

خداوند در استدلال‌حجاب‌ زنان مومن‌ در آیه‌ 95 سوره‌ «احزاب‌»می‌فرماید: «ای‌ نبی‌ به‌ همسران‌ و دخترانت‌ وزنان‌ مومنین‌ بگو كه‌ خودشان‌ را با جلابیب‌ (جمع‌جلباب‌ به‌ معنای‌ چادر یا لباس‌ بلند) بپوشانند; این‌كار به‌ خاطر این‌ است‌ كه‌ آنان‌ به‌ وقار، احترام‌ ومتانت‌ شناخته‌ شوند تا مورد اذیت‌ و آزارهوسرانان‌ قرار نگیرند و خداوند بخشنده‌ و مهربان‌است‌».
حجاب‌ واقعی‌ زن‌ موجب‌ حفظ حرمت‌ ومتانت‌ اوست‌ و حتی‌ نسبت‌ به‌ طمع‌ هوسبازان‌،نقش‌ باز دارنده‌ای‌ دارد و به‌ ویژه‌ حجاب‌ زنان‌جوان‌ این‌ دلالت‌ را برای‌ مردان‌ عیاش‌ وشهوتران‌ خیابانی‌ دارد كه‌ من‌ زن‌ مسلمانم‌ و حلال‌و حرام‌ خداوند را رعایت‌ می‌كنم‌ و اهل‌ مجالست‌با لهو و حرام‌ نیستم‌ و حتی‌ به‌ طور معمول‌ در عرف‌مردان‌ فاسد و شهوتران‌ نیز حریم‌ زنان با حجاب‌،عفیف‌ و با غیرت‌ محفوظ است‌ و آنان‌ مورد اذیت‌و آزار قرار نمی‌گیرند.

آرامش‌ روان‌ شخصی‌ و اجتماعی‌

غریزه‌ جنسی‌ امری‌ واقعی‌ در نفس‌ انسان‌است‌: نفس‌ كه‌ كانون‌ خواهشها و تمنیات‌ می‌باشد،بعدی‌ از ابعاد وجودی‌ است‌ كه‌ مستقل‌ از عقل‌عمل‌ می‌كند. انسان‌ ممكن‌ است‌ عقل‌ نداشته‌ باشدو مجنون‌ باشد، ولی‌ به‌خاطر نفس‌، كششهای‌شهوی‌ داشته‌ باشد.
ارضای‌ غریزه‌ جنسی‌ از امور طبیعی‌ زندگی‌انسان‌ پس‌ از بلوغ‌ جنسی‌ است‌ كه‌ این‌ مهم‌ باپدیده‌ ازدواج‌ در اسلام‌ سامان‌ می‌یابد.
غریزه‌ جنسی‌ به‌ معنای‌ اعم‌، شامل‌ فعل‌ فیزیكی‌و خواهش‌ نفسانی‌ است‌ كه‌ از دو جهت‌: ازدواج‌برای‌ زن‌ و مرد، و نگاه‌ برای‌ مرد و حجاب‌ برای‌زن‌ كنترل‌ می‌شود; یعنی‌ ازدواج‌ به‌ تنهایی‌ به‌عنوان‌ یك‌ عامل‌ كنترل‌ غریزه‌ جنسی‌ عمل‌ می‌كندو جهت‌ دوم‌; نگاه‌ مرد و حجاب‌ زن‌ است‌; اگر مردموظف‌ به‌ حفظ نگاه‌ و زن‌ موظف‌ به‌ حفظ حجاب‌نباشد، جامعه‌ تا آزادی‌ جنسی‌ غربی پیش‌ می‌رودو نبودن‌ حریم‌ قانونی‌ میان‌ زن‌ و مرد و آزادی‌معاشرتها و مباشرتهای‌ جنسی‌، بی‌بند و باریها و هیجانهای‌ جنسی‌ را افزایش‌ می‌دهد و تنها راه‌آرامش‌ در این‌ دیدگاه‌، آزادی‌ كامل‌ جنسی‌ برای‌مرد و زن‌ است‌ كه‌ با توجه‌ به‌ مسئله‌ خانواده‌ و مادرشدن‌ زنها، آرامش‌ روان‌ خانمها به‌ عنوان‌ یك‌انسان‌ از جهت‌ شخصی‌ و اجتماعی‌ بیشتر تخریب‌می‌شود. آزادی‌ عریانی‌ و بندباری‌ جنسی‌ با رفع‌هرگونه‌ پوشش‌ و حجاب‌ از محیط شخصی‌ وخانوادگی‌ تا محافل‌ عمومی‌ و اجتماعی‌ مانندساحل‌ دریاها، استخرها، خیابانها و... از زن‌ یك‌كالای‌ مصرفی‌ می‌سازد كه‌ برای‌ تمام‌ مردان‌هوسباز بهره‌دهی‌ حظ بصر داشته‌ باشد و شیادان‌فاسد را به‌ تماشای‌ مجانی‌ زیباییهای‌ زن‌، كه‌ ودیعه‌الهی‌ برای‌ او، شوهرش‌ و خانواده‌اش‌ است‌،می‌كشاند و پایه‌ تجارت‌ سكس‌ و زنان در دنیای‌ به‌اصطلاح‌ متمدن‌ و آزاد، براساس‌ شكستن‌ حرمت‌و روان‌ زن‌ و تجاوز به‌ حریم‌ او، بعد از كشف‌حجاب‌ زنهاست‌; گرچه‌ این‌ مفاهیم‌ با القای‌ تربیت‌فاسد و غلط غربی در دختران‌ و سرانجام‌ پذیرش‌خودشان‌، جامه‌ عمل‌ می‌پوشد.